X
تبلیغات
رایتل
قالب وبلاگ
بیایید بیایید در این خانه بگردید
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند. رونده باش. امید هیچ معجزی ز مرده نیست. زنده باش ! 

نسب ِ نسل ِ اول ، به "ایمان" بر می گردد ؛ به ابراهیم ِ حنیف که پدر ایمان بود...

پای نسل ِ دوم ، در " خون " است ؛ خونی که می رسد به سرخی ِ رد ِ تیغ بر گلوی اسماعیل ِ ذبیح ، فرزند ِ ابراهیم...

اما سر سلسله ی نسل سوم ، قیدار ِ نبی ، فرزند ِ اسماعیل ِ نبی ، فرزندزاده ی ابوالا انبیاء، ابراهیم ِ نبی است ؛که خود ، صفت ش "مدارا" ی با مردمان بود و پدر ِ پدران ِ سلسله ی خاتم ِ انبیاست ...

                                    و این نقشی است از قیدار ، عمل ِ بنده ی کم ترین ، رضای امیرخانی

فصل اول : مرسدس ِ کوپه ی کروک آلبالویی متالیک

-          به ارواح خاک ِ آقام می خواهم ت ...نقل ِ لوطی گری نیست.نه تاریخ ت برای م مهم است ، نه جغرافی ت ؛ نه به پشت و روی سجل ت کاری دارم ، نه به زیر و روی حرف ِ مردم ؛ نه ... من همین قد و بالات را می خواهم...قیدار هم که خودت به ز من می دانی ، سنگ را بخواهد ، سنگ ، آب می شود...

-          ایراد از کروک ِ باز ِ مرسدس نیست.ایراد از باد نیست که داخل ِ اتاق اتومبیل کوران می کند و می چرخد.ایراد از زلف ِ آشفته هم نیست.ایراد از زنی ست که بلد نیست درست رو بگیرد. قیدار دنده ای چاق می کند تا مرسدس جان بگیرد.بعد از گوشه ی چشم نگاهی می اندازد به زن ؛ زنی که خیلی جوان تر است. زن تیزتر از نگاه قیدار ، سر پایی ن می اندازد و به سوراخ ِ کنار ِ قوزک ِ جوراب ِ توری ش خیره می شود. کروک ِ مرسدس باز است و باد کوران می کند.

قـِیدار نام اخرین اثر رضا امیرخانی است.کتابی که با استقبال گسترده ی مخاطبان مواجه شده است، در این روزهای برگزاری نمایشگاه کتاب تهران.نشر" افق" همانند دو اثر پیشین رضا امیرخانی (نفحات نفت و جانستان کابلستان )عهده دار نشر این کتاب شده است.

یکی از دوستانم لطف کردند و این کتاب رو بمن هدیه دادند آنهم در سالی که فرصت حضور در نمایشگاه کتاب برایم ممکن نبود. مطمئنا هیچ هدیه ای بهتر از کتاب نمی شود به خصوص اگر اثری از رضا امیرخانی باشد.

[ سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 ] [ 22:23 ] [ سینا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت

جست و جوی گوگل

جست و جوی گوگل