X
تبلیغات
رایتل
قالب وبلاگ
بیایید بیایید در این خانه بگردید
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند. رونده باش. امید هیچ معجزی ز مرده نیست. زنده باش ! 

1.مردم همه گوسفندند و ما چوپان :
حواستان باشد ! بزگترین اشتباه در حکومت بها دادن به مردم ، یا ارزش قائل شدن برای مردم است.شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید ، نمی توانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین می کنید ، نه خودشان.اگر شما بر مردم قیمت نگذارید ، آن ها قیمتی برای خودشان می گذارند که هیچ جور نمی توانید بخرید.
و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است.قیمت آدم های اندیشمند چاق و چله.قیمت بقیه مردم ، حداکثر در حد پشگل گوسغند است نه بیشتر
نتیجه این که : مردم را هر جور بار بیاورید بار می آیند.اگر به آنها احترام بگذارید ، فکر میکنند که شما موظفید به آن ها احترام بگذارید.اگر به آنها توضیح دهید ، گمان می کنند شما موظف به توضیح دادنید.
در حالیکه همه ی شما بارها این جمله را از دهان خودمن شنیده اید که :
ما در مقابل هیچ کس ،ملزم به پاسخگویی یا توضیح دادن ، چی ؟
- نیستیم.
اگر شما این اصل گوسفند بودن مردم را درست بفمید ، بقیه شیوه ها و سیاست ها و روش های حکومت داری مرا به خوبی درک می کنید.و الا نمی کنید. و اگر نکنید همین طور گوساله می مانید و هیچ وقت گاو نمی شوید.
2.هیچ وقت شنیده اید که غذای گوسفند را به او اهدا یا تقدیم کنند؟ غذا یا علوفه ی گوسفند را جلویش می ریزند.
رفتار با مردم هم باید درست مثل رفتار با گوسفند باشد.طبیعی ترین و مسلم ترین حق مردم را باید با تحقیر و توهین ، به آنها داد.وگرنه طلبکار می شوند.
اگر به مردم عزت بگذارید یا احترام کنید ، مردم فکر می کنند که شما موظف به عزت گذاشتنید و دنبال باقی مطالبات خود می گردند.
3.طوری برنامه ریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند.مردم اگر مایحتاج خود را آسان بدست بیاورند ، اگر وقت اضافه داشته باشند ، عصیان می کنند ، بداخلاقی می کنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرف ها می افتند.
یک تشکیلاتی را تاسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد.یا چرخاندن لقمه دور سر مردم.کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد.فرض کنید که آب دریا فاصله اش با مردم به اندازه ی دراز کردن یک دست است ، جای دریا را نمی توان عوض کرد، اما راه مردم را که می شود دور کرد.هزار جور قانون می شود وضع کرد که مردم دور کره زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطه ای برسند که قبلا بوده اند.و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
حالا که مثال دریا به زبانم آمد ، از همین دریا شروع کنیم،همین آب مفت و سبیل و بی حساب و کتاب را از فردا سهمیه بندی کنید ، اگر مردم آن را به راحتی نپذیرفتند ؟! اگر مردم برای گرفتن سهمیه ، صف نکشیدند ؟ اگر برای گرفتن یک سطل آب بیشتر ،دستتان را نبوسیدند.اگر با افزودن سهمیه آبشان- که قبلا رایگان بوده- دعاگویتان نشدند؟
4.مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دسته دیگر باشند.
دسته اول به طمع مواجب یا ترس از قطع شدن مواجب ، مرید شما می شوند و دسته دوم از ترس دسته اول ، مطیع و منقاد شما.
به این ترتیب، مملکت ، خود به خود اداره می شود، بی آنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغه ای داشته باشید.
5.مردم به دو دسته خیلی نامساوی تقسیم می شوند: عوام و خواص
نسبت این دو با هم ، نسبت نود و نه به یک است.یعنی از هر صد نفر ، نود و نه نفر عوامند- عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی ، نود و نه را نمی گذارد ، یک را بردارد.پس خواص را در شمار هیچ یک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم ، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید.
طنز / دموکراسی یا دموقراضه / سید مهدی شجاعی

[ پنج‌شنبه 30 شهریور 1391 ] [ 11:00 ] [ سینا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت

جست و جوی گوگل

جست و جوی گوگل