من به مهمانی دنیا رفتم:
من به دشت اندوه ،من به باغ عرفان ،
من به ایوان چراغانی دانش رفتم.
رفتم از پله ی مذهب بالا .
تا ته کوچه ی شک ،تا هوای خنک استغنا ،
تا شب خیس محبت رفتم .
من به دیدار کسی رفتم در آن سر عشق .
رفتم ، رفتم تا زن ،تا چراغ لذت ،
تا سکوت خواهش ،
تا صدای پر تنهایی .
چیزها دیدم در روی زمین :
کودکی دیدم . ماه را بو می کرد .
قفسی بی در دیدم که در آن ، روشنی پرپر می زد .
نردبانی که از آن ، عشق می رفت به بام ملکوت .
من زنی را دیدم ، نور در هاون می کوبید .
ظهر در سفره ی آنان نان بود ، سبزی بود ، دوری شبنم بود ،
کاسه ی داغ محبت بود .
من گدایی دیدم ، در به درمی رفت آواز چکاوک می خواست
و سپوری که به یک پوسته ی خربزه می برد نماز
بره ای را دیدم ، بادبادک می خورد.
من الاغی دیدم ، یونجه را می فهمید.
در چرا گاه « نصیحت » گاوی دیدم سیر.
شاعری دیدم هنگام خطاب ، به گل سوسن می گفت : « شما »
هرکه را عشق نباشد، نتوان زنده شمرد
وآن که جانش ز محبت اثری یافت، نمرد
تربت پارس، چو جان جسم تو در سینه فشرد
لیک در خاک وطن آتش عشقت نفسرد
« باد، خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در طبلهٔ عطاری هست »
سعدیا! نیست به کاشانهٔ دل غیر تو کس
تا نفس هست، به یاد تو برآریم نفس
ما بجز حشمت و جاه تو نداریم هوس
ای دم گرم تو آتش زده در ناکس و کس!
« نه من خام طمع عشق تو میورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست »
پ ن: بخشی از مسمط ملک الشعرای بهار
پ ن:مجسمه ی سعدی اثر هنرمند تاجیک شهریار مختارف
بزرگداشت سعدی در همین وبلاگ-یک سال پیش در چنین روزی(کلیک کنید)
نقل شده که در یکی از روزها بهمن بزرگی از کوه ها سرازیر می شود و موجبات مرگ چند کوهنورد را فراهم می کند.این خبر در رسانه ها بازتاب زیادی پیدا می کند و آنرا با تیتر"بهمن عظیمی..."نشان میدهند. بنده ی خدایی هم باتوجه به این موضوع و انعکاس خبرهای کشته شده این افراد با استفاده از تریبون نماز جمعه از مسئولین شکوه و گلایه می کند که اساسا این بهمن عظیمی کیست؟! و چرا مسئولین این بهمن عظیمی را دستگیر نمی کنند !
عرضم به حضور شما سیلاب عظیمی چند شهر گیلان( شهرهای فومن, شفت, آستانه, رودبار , املش, صومعه و سرا و...)را فرا گرفته و موجبات خسارات فراوانی شده.حالا با توجه به خاطره ی بالا من خواستار دستگیری سیلاب عظیمی نیستم فقط از مسئولین خواهش دارم که راهکاری بیندیشیند که دیگر چنین حوادثی موجبات خسارات فراوان جانی و مالی نشود.

دست خط امیرکبیر خطاب به ناصرالدین شاه قاجار - قربانت شوم - الساعه که
در ایوان منزل با همشیره ی همایونی به شکستن لبه ی نان مشغولیم، خبر رسید
که شاهزاده موثق الدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کرده بودم
به توصیه ی عمه ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده اید. فرستادم او
را تحت الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره ی امور مملکت
به توصیه ی عمه و خاله نمی شود.
پ ن :شباهتهایی میان عمه و خاله با دو حکم جریان استیضاح وجود داره
این مجلس هشتم تو تاریخ واسه خودش نوبری والله.یعنی گند زده به هرچی مجلسه ! با اینگونه اقدامات فضاحت باری که از نمایندگان مجلس مشاهده می کنیم باید حق رو به محمود احمدی نژاد بدیم که با نمایندگان با اون لحن صحبت کنه و پارلمان رو جای عشق و صفا بدونه.
پ ن :پس از یک ماه کش و قوس فراوان راجع به انتصاب متهم ردیف اول پرونده قتل کهریزک به ریاست سازمان تامین اجتماعی در جدیدترین شوی تبلیغاتی, نمایندگان از استیضاح وزیر کار منصرف شدند.برخی از رسانه ها خبر از قول شرف مرتضوی مبنی بر استعفا از سمتش مطرح کرده اند.از آن طرف هم محمود احمدی نژاد صراحتا اعلام کرد که دولت هیچ تعهدی برای استعفا نداده است.