

قبلنا به ماست 1.5 درصد چربی میگفتن کم چرب ولی مدتی است که شده نیم چرب و احتمال میدم که تا مدتی دیگه بشه پر چرب.از یه طرف قیمت رو افزایش میدن از طرف دیگه وزن رو کاهش میدن و کیفیت رو نازل می کنن.قانون گذار و مجری قانون که دزد و کلاهبردار باشن نباید انتظاری از شرکتها و کارخانجات داشته باشیم که دزدی نکنن.مطمئنا هیچ کسی نمی تونه جلوی تخطی از قانون رو بگیره اگه یه نگاه به صاحبان این کارخانجات بندازیم متوجه میشیم که چی به چیه.شاید بگین که این مسئله ی زیاد مهمی نبوده ولی اگه یه نگاه به دیگر کارها و موضوعات بندازیم می بینیم همه جا همینطوریه در هر صورت اینها همه از برکات نظام مقدس جمهوری اسلامی است.
از دیشب دوباره بارون اومده٬ هوا خیلی خیلی خنک شده٬ در حد یه روز زمستونی.منم یه چند روز میشه که سرما خوردم و دارم دوران نقاهت رو سپری می کنم البته دیگه آخراشه و داره حالم خوب میشه.
این جناب سرهنگ هم بالاخره کشته شد.یعنی بهتره بگیم ایستاد و مرد.سرهنگ دیوانه چه کارهایی که انجام نمیداد !هر کشوری که می رفت می گفت باید براش چادر برپا کنن و یا وقتی که می رفت اروپا دخترای جوون رو به مراسم جشنی دعوت می کرد و نفری یه جلد قرآن بهشون هدیه میداد !! دو سال پیش هم که یه سخنرانی طویل المدت تو سازمان ملل انجام داده بود طوریکه حوصله ی همه سر رفته بود و همه ازش شاکی شده بودند و همونجا اساسنامه سازمان رو هم پاره کرده بود.هدیه دادن شتر به مقامات سایر کشورها هم واسه خودش خیلی کار جالبی بود(میگن به شتر علاقه ی ویژه ای داشت و همواره بر مظلوم بودن این حیوان تاکید می کرد).در هر صورت سرهنگ هم رفت بنظرم به نفع خودش هم تموم شد مردن بهتره تا اینکه زندانی بشی.
تو تاکسی نشسته بودم٬ مسافر جلویی داشت با راننده در مورد گوشیه موبایلش و اینکه خراب شده و برده واسه تعمیر حرف میزد و از این گلایه داشت که چند روز میره و میاد و هر بار تعمیرکاره به یه روز دیگه حوالش میده...خلاصه اینکه بعد به راننده گفت آقا الان بهترین گوشی قیمتش ده تا پانزده هزار تومنه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! راننده بهش گفت:منظورت گوشی کارکرده و دست دومه دیگه ؟!گفتش نه آقا٬ گوشی نو ; الان همه جور گوشی اومده تو بازار حتی هفت هشت هزار تومنی هم دارن(!!!!!!!!)اینو که گفت یه آقایی که کنار من نشسته بود گفت:آره آقا مگه خبر نداری گوشی پنج هزار تومنی هم داریم.(البته پر واضح بود که اینو برای مسخره کردن اون آقاهه گفته)
بنده خدا معلوم نبود از کجا اومده ٬ فکر کنم مثل این اصحاب کهف چندین سال تو خواب بوده.خیلی خنده ام گرفته بود نمی تونستم خودم رو کنترل کنم.