به اصطلاح رسانههای ایران ما منحرف شدیم ومنحرف کننده هستیم، لطفا صداوسیما وزارت محترم ارشاد و نهادهای فرهنگی بیایند ما را هدایت کنند. ما این آمادگی را داریم که هرآنچه را که مایه نگرانی است وهر سوژه ما که ضد ارزشی هست را برداریم، حذف کنیم و برنامههای مشترکی را جایگزین کنیم.
اینها سخنان حاجی کمیل از مشاوران رده بالای گروه رسانه ای موبی است که فارسی ۱ یکی از زیرمجموعه های این گروه محسوب می شود.حاجی کمیل در راس یک هیئت از فرهیختگان افغانستان وارد ایران شده است.
سانسورهای ما در حد ۹۹ درصد است ما حتی بوسیدن را هم سانسور می کنیم.(البته ایشان نفرمودند نسبت به کدام یک از شبکه ها)
مجموع بینندههای ما در افغانستان،تاجیکستان وبخشهایی از پاکستان در حدود 9 میلیون نفر است ولی درایران در حدود 30 تا 35 میلیون بیننده در 24 ساعت داریم که این یک رقم بالایی است.
ما چرا جنبه پر لیوان یعنی جنبههای آموزشی این سریالها را نظر نمیگیریم و چرا مدام درباره جنبههای منفی آن قضاوت می کنیم. اگر رابطه یک زن شوهردار با شخص دومی در این سریالها نشان داده می شود عوارض آن هم نشان داده میشود. چرا از آن عوارض پند نمیگیریم و میخواهیم قضاوت منفی داشته باشیم.
رسانههای جمهوری اسلامی در یکسال گذشته به گونهای مطرح کردهاند که گویی فارسی وان قصد تهاجم فرهنگی دارد. نه، ما به هیچ وجه قصد هیچ گونه تهاجمی را نداریم و البته نگرانیهای برحق ملت شریف ایران ومسئولان ایرانی را درک کردیم و به آن احترام می گذاریم.
ما اعلام میکنیم این آمادگی را داریم که با صدا وسیما برنامههای مشترک تولید کنیم. ما این آمادگی را داریم که مثلا به جای ویکتوریا بیایم سریال مولانا را بسازیم، به جای سریال همسایهها بیایم از زندگی رودکی، سنایی وسایر مشاهیر بزرگ ایران مستند سازی وسریال سازی کنیم.(پیشنهاد می شود از تجربیات فرج الله سلحشور برای ساخت سریالهایی چون یوسف و مسعود ده نمکی در ساخت فیلم های سینمایی این شبکه استفاده شود)
ما وابستگی به مرداک را تکذیب میکنیم و هیچ وابستگی به هیچ ارگان یا گروه سیاسی هم نداریم واصلا قصد برنامه سیاسی هم نداریم چرا که اگر سیاسی بشویم منافع اقتصادی خودمان را از دست خواهیم داد.ابستگی ما به یک اسراییلی یا یهودی اولا برای یک مجموعه مسلمان شرمآور است و دوم اینکه ما این رابطه را گناه کبیره تلقی میکنیم.
ماه میلادی
اوت (دهم مرداد تا نهم شهریور) بوده است که سیاهترین آنها تصرف ایران به دست
اسکندر در اوت 330 پیش از میلاد، امضاء قرارداد تقسیم ایران میان انگلستان و روسیه
در 31 اوت 1907، امضای قرار داد وثوق الدوله با انگلستان معروف به قولنامه فروش
ایران در 9 اوت 1919، ورود نیروهای خارجی به ایران در 25 اوت 1941 و سپس اشغال
نظامی آن به مدت چهار سال و بالاخره براندازی حکومت منتخب مردم ،
روزی چون امروز). براندازی 28 مرداد ضربه بزرگی به دمکراسی در تاریخ قرن به حساب آمده
است. خیابانهای تهران از بامداد 27 مرداد
تقریبا خلوت شده بود و این، فرصت مناسبی به «کرمپت روزولت» مأمور
انجام طرح براندازی موسوم به( ajax )داده بود که با کمک عوامل
انگلستان و وابستگان داخلی و کسانی که با تغییر حکومت درهای مقام، قدرت و پول و
فرصتهای دیگر را به روی خود باز می کردند دست به اقدام بزند، و این عوامل از طریق
پخش قسمتی از پول نقدی را که دریافت کرده بودند میان اوباش تهران و گروهی از
چاقوکشان و باج خورهای محله بدنام " شهرنو"، آنان را به خیابانها
بیاورند. عده ای از افسران هم که بسیاری شان از پیش در ساختمان سفارت آمریکا
پناهنده شده بودند به آنان پیوستند و بر ضد حکومت دکتر مصدق به تظاهرات پرداختند و
دست به تخریب زدند و ساختمان چند روزنامه هوادار نخست وزیر را آتش زدند. در این میان عده ای از این افراد و نیز گروهی از
نظامیان به خانه دکتر مصدق در خیابان کاخ جنوبی (فلسطین) که در عین حال دفتر کار
او نیز بود حمله بردند که از آن دسته ای نظامی به ریاست سرهنگ ممتاز (فرمانده تیپ
کوهستانی) دفاع می کرد. در این محل، زد و خورد میان طرفین ساعتها طول کشید که
همراه با تلفات بود و این امر فرصت خوبی برای دکتر مصدق و ساکنان خانه او و حاضران
در آنجا فراهم آورد تا به منازل اطراف بروند. 
آقای غلامعلی حدادعادل در گفتوگو با «فارس» گفتهاند: «در حال حاضر یکی از نگرانیها در رابطه با آموزش زبان و ادب فارسی، ضعیف شدن درس انشاء در مدارس است.»
به جهت الزام بررسی موضوعات مهم فرهنگی در شرایط کنونی به سرعت به چند مدرسه در تهران رفتم تا با بررسی دفاتر انشای بچهها موضوع را پیگیری کرده و گزارشی مبسوط برای کلیه شخصیتهای نگران یادشده ارسال کنم تا بلکه جماعت مذکور از نگرانی درآیند.
***
انشای اول
اثر کرمعلی کرامت کلخورانی
موضوع انشاء: علم بهتر است یا ثروت
به نام خدا
البته بر همگام واضح و مبرهن میباشد که علم بهتر است از ثروت. چون چرا که هرکس علم داشته باشد، وضعش خوب میشود. بابای بنده همین پریشب که من و غلام داداش هفتمیام دعوایمان شد، از بابت اینکه وقتی من رفته بودم وسط غذا مستراح، غلام گوشت کوبیده مرا خورد و من هم با زانو زدم توی کمرش که گفت: «آخ» و با سر رفت توی کاسه. بابایم وقتی داشت با کمربند همه ما حتی مامانم را کتک میزد، وسطش خودش را هم با کمربند میزد و میگفت: «خاک بر سر من که شماها را درست کردم. اگر سواد داشتم که شماها را درست نمیکردم.» معلوم بود که بابایم خیلی عصبانی است چون حرفهای اشتباهی میزد. بابای ما اگر بلد بود ما را درست کند، این غلام کرهخر را درست میکرد که وقتی من میروم مستراح گوشت کوبیدهام را نخورد. به هر حال علم بهتر است از ثروت. البته ما هم به زودی وضعمان خوب میشود چون بابایم میگفت داداش هشتمیتان که به دنیا بیاید، دولت بهمان پول میدهد. من میخواهم به بابایم بگویم با آن پول برود مدرسه علم یاد بگیرد تا ما را درست درست کند که غلام کرهخر وقتی من میروم مستراح، گوشت کوبیدهام را کوفت نکند. این بود انشای من.
ادامه مطلب ...
در بین کارشناسان مسائل سیاسی و تاریخی کسانی هم هستند که به عملکرد مصدق در دوران نخست وزیری اعتراضاتی را داشته ند.این اعتراضات هم به نوع ملی کردن صنعت نفت توسط مصدق مربوط می شود و هم نوع برکناری او از نخست وزیری را دربر می گیرد که آیا کودتا بوده یا خیر؟
دکتر پیروز مجتهدزاده یکی از این افراد است در ذیل آخرین گفت و گوی ایشان با روزنامه خبر آورده شده است.
چرا
ملی شدن صنعت نفت به ملت ضربه زد؟
ملی شدن صنعت نفت به ملت ایران از نظر سیاسی ضربه نزد، بلکه در یک
سناریوی ساختگی در ضربه زدن به انگلیس سبب تهییج شوونیزم دائی جان ناپلئونی در میان
بسیاری از ایرانیان شد. ملی شدن صنعت نفت به سبک و سیاقی که مصدق با تعصب به ثمر
رساند به منافع ملی ایران لطمات شدیدی وارد کرد. آقایان جبهه به اصطلاح ملی که
مدام صحبت از نادیده گرفتن قانون اساسی از سوی حکومت پهلوی دارند، البته در مصلحت
خود نمیبینند که اقرار کنند رهبران آنان مرتکب بزرگترین لطمات به قانون اساسی
مشروطیت شدند. آقایان روشن نکردند که مقتدا و پیشوای بزرگشان مصدق که همه اصول
قانون اساسی را زیر پا لگد مال کرده بود، در حرکتی سینه خیز هر سه قوه در قانون
اساسی مشروطه که ارکان اصلی «حکومت= نظام حکومی» شمرده میشوند - یعنی قوای
قضائیه، مقننه و مجریه- را سرنگون کرد و با این اقدام در عمل مرتکب «کودتا» شد که
به معنی سرنگون کردن حکومت است. آنان برای تحریف اندیشه نسلهای جوان ایرانی
"اتا" را دولت
ترجمه کردند و کودتا را سرنگون کردن دولت وانمود ساختند. در حالی که اتا etat به
فرانسه یا استیت
state به انگلیسی به معنی نظام حکومتی یا ساختار سیاسی کشور است و آقای مصدق
رئیس حکومت نبود که علیهاش کودتایی صورت گیرد. او نخستوزیر و رئیس دولت بود که
با اقدامات خود، به ویژه تعطیل کردن مجلس شورای ملی مشروعیت پارلمانی و قانونی
دولت خود را از بین برد و برای چند روز، به ویژه پس از دریافت و پذیرفتن حکم
قانونی عزل خود، به صورت یک دولت یاغی ادامه حیات داد که میبایستی به هر صورتی که
بود سرنگون شود ولو به کمک کرمیت روزولت آمریکایی.