X
تبلیغات
رایتل
قالب وبلاگ
بیایید بیایید در این خانه بگردید
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می زند. رونده باش. امید هیچ معجزی ز مرده نیست. زنده باش ! 
به پیش روی من، تا چشم یاری میکند دریاست!

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست!
در این ساحل
که من افتاده ام خاموش،
غمم دریا، دلم تنهاست
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق هاست!
خروش موج، با من میکند نجواکه هرکس دل به دریا زد رهایی یافت!
که هرکس دل به دریا زد رهایی یافت!
مرا آن دل که بر دریا زنم نیست!
ز پا این بند خونین برکنم نیست،
امید آنکه جان خسته ام را،
به آن نادیده ساحل افکنم نیست!

شعر:فریدون مشیری

خواننده: حامد نیک پی
دانلود

[ دوشنبه 26 فروردین 1392 ] [ 12:38 ] [ سینا ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت

جست و جوی گوگل

جست و جوی گوگل